|
چرا باور نمیکنه؟
|
عشق واسه ي دلاتون يه واژه ي غريبه
ميگيد که عشق دروغه اين حرفتون فريبه
اگه که عشق دروغه اين دل چرا بي تابه
اين چشاي خسته ام واسه چي شب بي خوابه
طپش اين دل من بي اون براي کيه
چرا وقتي نباشه اين دل من زخميه؟
چرا اين دلم بيتاب واسه وقت ديداره
به جز ياد عزيزش هيچ هنري نداره
چرا وقتي پيشمه غم تو دلم ندارم
ولي وقتي نباشه اشک به چشام ميارم
اگه که عشق دروغه پس چرا من اسيرم ؟
پس چرا من حاضرم براي اون بميرم
چرا تنها فقط اون اميد زندگيمه
توي روزاي سختيم پناه خستگيمه
پس اين حس قشنگ ر و اسمشو چي مي ذارين
شما که تو دلاتون يه ذره عشق ندارين.
اين عشق توي دلاتون آخه جا نميگيره....
پس تقصير شما نيست که قلباتون ميميره..
شمايين که دلاتون جنسش هميشه سنگه
نميدونين که اين عشق همون حس قشنگه....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق....
عشق
همون بغضه غريبه
عمری خشکيده رو لبها
عشق همين دو خط نوشته ست
عشق هزار حرفه نگفته ست
يه سلام خيلی ساده ست....

لا لالا گل شب بو
چشماش ديگه نداره سو
هميشه اين دوچشم گريون
يه چشمش اشك يه چشمش خون
لالالا گل مينا
پاهاش ديگه نداره نا
با اينكه تك دلش خسته ست
ولي عشقي بهش بسته ست
لالالا گل سوسن
ميگه آروم بخون از من
برو زيبا برو پريا
دلي دارم قد دريا
لالالا گل حسرت
خودت گفتي كه قسمت بود
ولي بازم با حسرت بود
لالالا گلي نشكفت
بايد درد دلارو گفت
لالالا زير بارون
كتاب عشق رو بخون آروم...


نمي بخشم تو رو تا زنده هستم به روي دل همه درها رو بستم
ببين عشقت به حال من چه ها كرد چه آروم
در درون خود شكستم...
نمي بخشم تو رو تنها تو بودي همه عشقم تمام خواهش من
نمي بخشم تو رو از من ربودي همه قلبم همه آرامش من
نمي بخشم تو رو براي قلبي كه شبها تا سحر به پاي تو سوخت نمي بخشم
تو رو براي چشمي....
كه منتظر به اين پنجره ها دوخت
اگر اشكم رو مي بيني براي اولين بار شكستم رو ببين ترسي ندارم كه هست
اين آخرين ساعات ديدار...
برو از پيش من نگو چه كردم نگو روزي دوباره بر مي گردم برو شكستنم بوده گناهت
برو كه ديگه نيستم چشم به راهت..

