|
چرا باور نمیکنه؟
|
عزیزم خواستم اسمت روی قلبم حک کنم
اما ترسیدم با نوشتن اسمت ضربان قلب زیاد بشه .... و صداش تو رو اذیت کنه....

من و تو مثل دوتا خط می مونیم،
که تو یه دفتر مشق اسیر شدیم!
نرسیدیم به هم آخرشم،
تو همون دفتر کهنه پیر شدیم!
بی همُ کنار هم روزا گذشت،
دستای من نرسید به دست تو!
می دونیم که ما به هم نمی رسیم،
مگه با شکست من،شکست تو!
من نمی رسم به تو آخر بازی همینه!
آخر عشق دو تا خط موازی همينه!
اگر من بشکنمُ تو بی خیال،
بگذری از من تنهام بذاری،
اگه با تموم این خاطره ها،
تو همین دفتر مشق جام بذاری،
بعد از اون دیگه نه من مال منه،
نه تو تکیه گاه این شکسته یی!
بیا عاشق بمونیم کنار هم،
نگو از این نرسیدن خسته یی!
من نمی رسم به تو آخر بازی همینه!
آخر عشق دو تا خط موازی همینه!

به تنهايی تهديدم می کنی؟
من که مدتهاست گريه هايم در تنهائيست.به رفتن تهديدم می کنی؟
تو که مدتهاست رفته ای.
به مردن تهديدم می کنی؟
من که مدتهاست مرده ام
نه!...
اينها تهديد نيست جدی است
اما...
مگر نگفتی تنهايت نمی گذارم؟
مگر نگفتی نمی روم؟
و نگفتی مرگ من قبل از تو است؟
راست گفته ای اما...

ميدوني اون روز دلم بد جوري گرفت هميشه
هر وقت دلم مي گيره ميرم سراغ دفترم و با خاله ام حرف ميزنم
اون روز هم همين كار رو كردم ... نوشتم .. درد دل كردم...
گريه كردم....
آخرش مثل هميشه برگ هاي نوشته شده رو برداشتم و آتيش زدم
همه كاغذ سوخت فقط يه تکه از كاغذ نسوخت..
ميدوني رو همون تكه كاغذ چي نوشته بود؟
نوشته بود... ما هيچ نسبتي ما باهم نداريم ....
يه حقيقت كه حتي به زور هم نميشه از بينش برد
....

میخواهم فقط برای تو بنویسم
برای تو
آمدنت در زندگیم
نوید شادیها بود
زندگی بود،عشق بود
شیفتگی بود
دنیایی ازجنون و دلدادگی بود
میخواهم
برایت بنویسم ای تنهاترینم
چگونه آمدی
چگونه جای جای قلبم را
به تصرف عشق خودت در آوردی
گویا
این قلب فقط متعلق به تو بود
میخواستم برایت بنویسم
وقتی بیایی
در قلبی ساکن خواهی شد
که جز مهر تو
مهر دیگری در آن راه نخواهد داشت
وقتی بر قلبم قدم نهادی
همه جای قلبم متعلق به تو شد
میدانی؟ چشمانم منتظر آمدن تو بودند
میخواهم برای تو بنویسم
با آمدن تو قلبم پرشد از خاطره های
شیرین
وقتی آمدی...
آفتاب نگاهت
به زندگانیم روشنایی بخشید
ناگهان عشق تو...
به مرز جنونم کشاند
اکنون همه وجودم متعلق به توست میخواهم
برایت بنویسم
شبهای تنهایی من پر شده ازیاد تو
همه ثانیه های من به تو تعلق دارد
به تو مینویسم
همه هستیم، همه داشتن و نداشتنم
فقط و فقط مال توست

دوتا گنجشک دنبال هم افتادن تو آسمون
یه تریلی توی جادّه میادش زوزه کشون
دوتا گنجشک،دوتا عاشق،بی خیالُ مست شا د
یه تریلی با شتاب و سرعت خیلی زیاد
دوتا گنجشک!یه تریلی
یكی مجنون،یكی لیلی
دوتا گنجشکای عاشق تو بیابون می پرن
اونا از دام سیاه سرنوشت بی خبرن
شوفر پیر تریلی پا گذاشته روی گاز
خیلی خسته س از بیابون یه جادّه ي دراز
دوتا گنجشک!یه تریلی
مث مجنون، مث لیلی
دوتا گنجشک،که تناشون داغه از تب علاقه
یه تریلی که با چرخاش ضجه ي یه اتّفاقه
دوتا گنجشک كه پراشون پر شده توی بیابون
یه تریلی که رو شیشه ش باقی مونده ردّی از خون
دوتا گنجشک... يه تریلی
نه يه مجنون،نه يه لیلی
یه تریلی! یه تریلی! یه تریلی...

کاش از اول می دونستم که تو صندوقچه قلبت
کلیدی داری برای درای همیشه بسته
کاش از اول می دونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته

همه از توست مرا هر آنچه که ميبيني همه حتي اثر تلخي و شيريني
و کسي نيست بجز تو که به من گويد تو چرا مثل شب دهکده غمگيني؟
بي تو دلتنگي عالم همگي با من بي تو اين قول و غزلها همه نفريني
بي تو پنجره دلواپسي و حسرت بي تو يک خاموشي يک جمعه به سنگيني
سايه در سايه به دنبال فراموشي من و تاريخ من اين فاصله مسکيني
ازطرف مرجان به مژگان![]()

هی من می خوام بگم دوست دارم
قلمم نميذاره ![]()
شاید برای اینه كه می دونه تو نمی یای عیادتم
شاید م واسه ی نامه آخریه
یادته گفتی قلمت رو بشکنش ![]()
قلم من کینه ی اون روز رو هنوز داره
می خوام بگم دوست دارم
ولی اونه كه نميذاره
یادته گفتی فراموشت کنم
توی خوابم ، تو بیداری ترک آغوشت کنم
فکر تو هر شب و روز داد می زنه
می گه نه ، یه وقت نري ، دل بکني
اینو برای آخرین باره می گم
که هنوز دوست دارم
نامه ها تو روزی هزار بار می خونم
راستی هنوزم دوستم داری؟ ![]()
نامه هامو می خونی یا.... ![]()
کلاغه واسه ام خبر آورده
که دیده تو با یکی دیگه می خندی
می گه دستت تو دست اون بوده
حلقه های تو دستتون هم که مثل هم بوده
من که هنوز حلقمو پس ندادم
من کی گفتم دوستت ندارم
می دونم که فراموشم نکردی
آره می خوای ببینی چقدر دوست دارم ![]()
راهشو نمی دونی
دیگه کاغذ من هم داره ته می کشه
قلم من نمی دونه دوست دارم
مگه نه ؟از جوهر که برات کم نميذاره
این آخری فقط می خوام بگم دوست دارم
تا جوهر قلم من تموم بشه
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
(بعضی از ماها وقتی عاشقیم حتی گناه معشوقمون رو انکار میکنیم )


وقتی رفتی
همه دنیا رو سرم انگاری خراب شدو دلم شکست
ساز من زانوی غم بغل گرفت رفت وکز کرد
گوشه ی
اتاق نشست
هروقت که بارون می زنه تورو کنارم
می بینم حس
می کنم پیش منی هنوزم عاشقترينم


رفتنت آغاز ویرانیست، حرفش را مزن
ابتدای یک يریشانیست، حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را مزن
آرزو داری که دیگر بر نگردم یيش تو راهمان با اینکه طولانیست،
حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب يریشان مرا
دل کار آسانیست، حرفش را مزن
خورده ای سوگند که روزی عهدمان را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست، حرفش را مزن
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام

با تشكر از شما ونظرات شما![]()

پنجره بسته دلم شكسته ![]()
دلي كه تنها دل به تو بسته
با يادعشقت هميشه مسته ![]()
اما تو رفتي
به من مي گفتي هرجا كه باشي
نميشه روزي تو از من جدا شي
اما چه آسون دل كندي رفتي ![]()
اون خيابون زير بارون
پاي پياده آخ كه ساده عشق رو مي خواستم ![]()
هرروز مي شينم تو رو ببينم
تو اون خيابون به زير بارون
چه خوش خيالم كه بر مي گردي باور ندارم ![]()
صداي نازت توي خيالم
دستاي گرمت تو دست سردم
نوازشم كن حتي تو خوابم هنوز چشم به راهتم
اگه تو حتي خاطره باشي
بازم قشنگه مال من باشي
هرجا كه رفتي
هر جا كه باشي
خدا نگهدار
